حكيم ابوالقاسم فردوسى

1086

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

يكى هفته هيتال با ترك و چين * ز اسبان نبرداشتند ايچ زين بفرجام هيتال برگشته شد * دو بهره مگر خسته و كشته شد بدان نامدارى كه هيتال بود * جهانى پر از گرز و كوپال بود شگفتست كآمد بريشان شكست * سپهبد مباد ايچ با راى پست اگر غاتفر داشتى نام و راى * نبردى سپهر آن سپه را ز جاى چو شد مرز هيتاليان پر ز شور * بجستند از تخم بهرام گور نو آيين يكى شاه بنشاندند * بشاهى برو آفرين خواندند نشستست خاقان بدان روى چاج * سرافراز با لشكر و گنج تاج ز خويشان ارجاسب و افراسياب * جز از مرز ايران نبينند بخواب ز پيروزى لشكر غاتفر * همى بر فرازد بخورشيد سر سزد گر نباشيم همداستان * كه خاقان نخواند چنين داستان كه تا آن زمين پادشاهى مراست * كه دارند از و چينيان پشت راست همه زيردستان از ايشان برنج * سپرده بديشان زن و مرد و گنج چه بينيد يك سر كنون اندرين * چه سازيم با ترك و خاقان چين بزرگان داننده بر خاستند * همه پاسخش را بياراستند گرفتند يك سر برو آفرين * كه اى شاه نيك اختر و پاك دين همه مرز هيتال آهرمنند * دو رويند و اين مرز را دشمنند بريشان سزد هرچ آيد ز بد * هم از شاه گفتار نيكو سزد از يشان اگر نيستى كين و درد * جز از خون آن شاه آزاد مرد بكشتند پيروز را ناگهان * چنان شهريارى چراغ جهان مبادا كه باشند يك روز شاد * كه هرگز نخيزد ز بيداد داد چنينست بادافره دادگر * همان بدكنش را بد آيد بسر ز خاقان اگر شاه راند سخن * كه دارد بدل كين و درد كهن سزد گر ز خويشان افراسياب * بد آموز دارد دو ديده پر آب دگر آنك پيروز شد دل گرفت * اگر زو بترسى نباشد شگفت ز هيتال و ز لشكر غاتفر * مكن ياد و تيمار ايشان مخور ز خويشان ارجاسب و افراسياب * ز خاقان كه بنشست ازان روى آب بروشن روان كار ايشان بساز * تويى در جهان شاه گردن فراز فروغ از تو گيرد روان و خرد * انوشه كسى كو روان پرورد تو داناترى از بزرگ انجمن * نبايدت فرزانه و راى زن ترا زيبد اندر جهان تاج و تخت * كه با فرّ و برزى و با راى و بخت اگر شاه سوى خراسان شود * ازين پادشاهى هراسان شود هر آن گه كه ببنند بىشاه بوم * زمان تا زمان لشكر آيد ز روم از ايرانيان باز خواهند كين * نماند برو بوم ايران زمين نه كس پاى بر خاك ايران نهاد * نه زين پادشاهى ببد كرد ياد اگر شاه را راى كينست و جنگ * از و رام گردد به دريا نهنگ چو بشنيد ز ايرانيان شهريار * ز بزم و ز پرخاش و ز كارزار